محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

308

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

و خواص هر لحم در اختيارات مذكور است ، در اينجا به همين قدر كفايت نموديم كه بيشتر مستعمل همين‌اند در غذاى متنعمّين . و بدانند كه فاضل‌ترين نانها نان گندم است كه از گندم خوب كه منقى از شيلم و غيره بود ساخته باشند و غير سبوس‌دار نسبت به منخول ، يعنى آن كه سبوس وى دور كرده باشند اسرع الانحدار است . و اخباز چه به اعتبار ذات كه با نخاله است يا بىنخاله و مانند آن و چه اعتبار ديگر وجوه كه خميرى باشد يا فطيرى ، تنورى بود يا غير تنورى ، بر چندين اقسام است و شرح آن در اين محل لايق نه ، لهذا كتاب الاغذيه عليحدّه مىنويسم انشاء اللّه تعالى و در آنجا جمله اقسام خبز و اطعمه ، چه قديم و چه جديد ، همه مرقوم مىنمايم مشروحا با فوائد كثير . و فاضلترين ارز آن است كه خوشبو و سپيد و باريك بود و بعد پختن درازتر شود و ثابت ماند . و از آن كه وجود ارز جيّد در يونان و عرب نبود حكماى قديم ذكر آن كما حقه نكرده‌اند . و بعضى از متأخّرين نوشته‌اند كه خاصهء وى است كه در محرورى حرارت مىافزايد و در مبرودى برودت ، پس استعمال او در غير اعتدال حال نشايد كرد مگر اهل هند و جز آن را كه معتاد بدان باشند و از غير آن متنفر بوند آنها را در مرض هم دادن مجوز است اصلاح داده و اصلاحش آن است كه در تقليل لزوجت وى كوشند . و نيكوترين حيل در اين باب وى را در آب جوشانيدن است و چون نيم‌پخت شود آب از آن دور كردن پس پختن ، چنانچه در اين بلاد مروج است . و نزد اطباى هند هيچ غذا مريضان را بهتر از برنج نيست و الحق ما قلناه . و بدانند كه مضرت نان كه منهضم نشود فزونتر است و مضرت گوشت كه منهضم نشود از او كمتر و مضرت ارز كه به هضم نرسد بين بين است . نكته معلوم است كه بعض جا اقوال اطبا مخالف با هم واقع مىشود ، چنانچه يك چيز را بعضى گرم نوشته‌اند و بعضى سرد و اين اختلاف از دو چيز بيرون نيست : يا ممتحن يكى معتدل مزاج بود و ممتحن ديگر منحرف از اعتدال يا هر دو معتدل بوند يا هر دو منحرف ، اما نه به يك طرف ، يا هر دو منحرف از اعتدال به يك طرف . وجه مخالفت در صورت مخالفت ظاهر است ، اما در توجه توافق ممتحنين فى المزاج منشاى تخالف نخواهد بود ، مگر از اثر ارضى يا فصلى يا زمانى ، زيرا كه مقرر شده كه بعض چيزها در زمانى اثرى داشتند و بعد مضى زمانى ممتد آن اثر از وى زائل گشته . و همچنان يك چيز كه در دو زمين مختلف بكارند ممكن است كه بينهما تخالف در بعض امور واقع شود و از اثر اراضى مختلفه . و كذلك بعضى چيزها است كه تا از آن مملكت او را بيرون نبرند اثر در آن ظاهر نمىشود و به دستور نزد دانايان مشهود است كه حال ممتحن نيز دايم به يك وتيره نيست و مىتواند كه سببى عارضى كه قبل تناول يا بعد تناول واقع شده آن را از درك ماهيت اثر بازداشته . بالجمله طريقهء معقول همين است كه در امر مختلفٌ فيه تجربه حاليه را چنانچه حق تجربه است نموده مقوى يكى از آن دو قول